۱۸:۱۱-۱۲ فروردين ۱۴۰۳

۸۷۰۱۸۶۹

دختران خیابان انقلاب در کدام پازل بازی کردند؟

دختران خیابان انقلاب در کدام پازل بازی کردند؟

زنان غربی در نهضت‌هایی، بالاتنه‌شان را برهنه می‌کردند و لباسشان را سر چوب می‌زدند. مصی علینژاد این نهضت را برای ایران بومی‌سازی کرد و به دختران گفت روسریشان را سر چوب بزنند.

پیش از این و در دو گزارش قبل دربارهٔ «محسن مجتهدزاده» معروف به «شیخ قمی» برایتان گفته‌ایم (لینک قسمت‌های قبل را در انتهای گزارش ببینید). فعالیت‌های تبلیغی او در آمریکای لاتین و قدرت اقناع او در موضوع حجاب را هم تا حدودی برایتان تشریح کردیم. در این قسمت به ادامهٔ بحث می‌پردازیم.

این ماجرا انتها ندارد...

در قسمت قبل گفتیم عده‌ای در داخل یا خارج از ایران با شعار‌های فمینیستی «بدن من، انتخاب من»، «تاپ‌لس» و... زنان را گام به گام به سمت آسیب بیشتر می‌کشانند.

«محسن مجتهدزاده» در تحلیل ماجرای «دختران خیابان انقلاب» به ماجرای «تاپ‌لس» (Topless) و اعتراض زنان غربی به اینکه چرا برهنه کردن بالاتنه برای برای زنان جرم است و برای مردان نه، اشاره می‌کند و می‌گوید «زنان غربی در نهضت‌هایی، بالاتنه‌شان را برهنه می‌کردند و لباس‌شان را سر چوب می‌زدند. مصی علینژاد این نهضت را برای ایران بومی‌سازی کرد و به دختران گفت روسری‌شان را سر چوب بزنند. «نیلوفر فولادی» که به عنوان «دختر خیابان انقلاب» تصویرش در حالی که روسری بر سر چوب زده بود منتشر شد، وقتی به هلند رفت به نهضت «تاپ‌لس» پیوست و بالاتنه‌اش را برهنه کرد.». این همان فتح سنگر به سنگر است و انتها ندارد.

زورگویی و تحقیر را فراموش کنید

شیخ قمی معتقد است وقتی خطایی وجود دارد، اگر با منطق اصلاحش کنیم خانم‌ها همراهی می‌کنند. در ادبیات‌مان نباید از واژگان تحقیرآمیز استفاده کنیم. نباید انتخاب و حق آزادی زن را نادیده بگیریم. با دیکته کردن و تحکم نمی‌شود کسی را قانع کرد. زورگویی و به جای او تصمیم گرفتن، دقیقاً نقطهٔ پس‌زدن است. جملهٔ «خانم! موهایت را بپوشان، وگرنه باعث تحریک مردان می‌شوی و می‌روی جهنم!» باعث هدایت نمی‌شود. جواب می‌دهند «به من چه! نگاه نکنند!». پس اینکه تحقیرشان کنیم یا به عنوان کالای جنسی تعبیرشان کنیم، آسیب گفتمانی ما در حوزهٔ حجاب و عفاف است.

گفتمان ارزش دادن به بانوان را دریابید

بیان تفاوت ورود به رابطه در اسلام و غرب، مصداق بسیار خوبی از نشان دادن ارزش زن است و بر زنان غربی بسیار اثرگذار است: «دخترم، شما بسیار ارزشمند و فوق‌العاده زیبا هستی. خداوند از تو فقط یک دانه آفریده. با این اوصاف، پسر به صورت متعهدانه با شما وارد رابطه شود یا غیرمتعهدانه؟ آیا فقط با شما در ارتباط باشد یا با ۱۰ نفر دیگر هم باشد؟». پاسخ تمام خانم‌ها روشن است «متعهدانه و فقط با من».

حالا برایش توضیح می‌دهیم تفکر و منطقِ «من هر کار بخواهم می‌کنم و هر طور بخواهم می‌پوشم» با این نوع رابطه جور نیست. چون در مقابل پسر هم همین حرف را می‌زند و به دنبال چشم‌چرانی و روابط متعدد می‌رود. منطقی نیست که زنان هر طور بخواهند بپوشند و هر کار می‌خواهند بکنند، بعد به مردان بگوییم نگاه نکنند. اسلام در یک راهکار منطقی می‌گوید خانم‌ها پوشش محترمانه و عفیفانه داشته باشند، آقایان هم نگاه‌شان را کنترل کنند.

بعد از استدلال‌هایی که از قسمت قبل تا اینجا ذکر شد، مجتهدزاده گل بحث را برای اقناع مخاطب مطرح می‌کند. «خانم! به خاطر خودت و آینده‌ات، خودت را بپوشان. چون تو لیاقت یک رابطهٔ متعهدانه و سالم را داری. خودت را دست‌کم نگیر. دیدن موی زیبای شما ارزشمند است و لیاقت می‌خواهد. اگر قبول داری پس آن را به‌صورت عمومی ارائه نمی‌دهی. لبخند زیبای شما رایگان نیست که مفت به نامحرم بدهی.».

عوارض بی‌ارزش کردن زن را ملموس کنید

در کنار گفتمان ارزش دادن به بانوان، عوارض بی‌ارزش کردن زن باید برای مخاطب ملموس‌سازی شود. او باید بداند ماجرا از کشف حجاب وارد آزادی رابطه می‌شود. بعد تعهد و عشق از بین می‌رود. بعد در این پروژهٔ گام به گام، آزادی شراب مطرح می‌شود که بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۰ در ایران دقیقاً همین اتفاق افتاد. قربانی آزادی شراب در هر جامعه‌ای قطعاً بانوان هستند. چون در حالت مستی به آنها تجاوز می‌شود و مشکلات بعدی از جمله بیماری‌های مقاربتی، بارداری‌های ناخواسته، سقط جنین و عوارض روحی و جسمی آن، نگهداری از کودکی که پدری ندارد و... همه بر دوش خانم‌ها خواهد بود. در نتیجهٔ چنین فشار‌هایی آمار خودکشی زنان در غرب بسیار بالاست؛ حتی میان افراد معروف و محبوبی مثل مرلین مونروی.

مجتهدزاده با توضیح این سلسله‌اتفاقات می‌گوید: «بعد از بیان این واقعیت‌ها خانم‌های مخاطب را دعوت می‌کنیم تا خودشان بر اساس عقل و منطق انتخاب کنند. درست است که به دستگاه نظارتی نیاز داریم. اما اقناع درونی است که انگیزه‌ها را فعال و ان‌شاءالله مشکل حجاب را در جامعه ریشه‌کن می‌کند. وقتی برای این اقناع دست ما پر است، چرا باید کوتاهی کنیم؟».

شیطان را به زندگی‌تان راه ندهید

مفهومی وجود دارد به نام «ولایت شیطان». دل فقط با یاد خدا آرام می‌شود. اما شیطان تمام وجود فرد را پر از ترس می‌کند. شیخ قمی مثال می‌زند «اگر روسری‌ات را برداشتی و مورد نگاه‌ها و طمع‌های شیطانی قرار گرفتی، آرامش کسب نمی‌کنی. دچار وسوسه‌های جنون‌آمیز می‌شوی. نگاه‌های حرام زندگی‌ات را بی‌برکت می‌کند. تو را چشم می‌زنند. چشم‌زخم یک مفهوم علمی و واقعی است. کسی که جلوه‌های مادی خود را نمایش بدهد، دچار چشم‌زخم می‌شود. چون آدم‌های گناهکار نگاهت می‌کنند که بیشترین چشم‌زخم را می‌زنند. وقتی خانمی خودش را آرایش می‌کند یا با هوش مصنوعی عکس‌های خاصی برای خودش می‌سازد، نگاه‌ها و تصورات حرامی که در موردش می‌شود، به او آسیب می‌زند و زندگی‌اش را متلاشی می‌کند. مثلاً مدل‌ها و بلاگر‌های اینستاگرامی در واقعیت اصلاً خوشبخت نیستند و زندگی‌های پرآسیبی دارند. چون شیطان وارد زندگی‌شان شده است. خودتان را در معرض این آسیب‌های وحشتناک قرار ندهید.».

ضمن اینکه شیطان انسان را دچار حرص و سیری‌ناپذیری می‌کند. در حالی که تلاش زیاد و قناعت باعث خوشبختی می‌شود. قناعت ثروتی است که تمام نمی‌شود.

حرص مدام به انسان وعدهٔ فقر می‌دهد. بعد از آن انسان را به فحشا می‌اندازد. فرد مدام در گام‌های گناه پیش می‌رود تا در نهایت هلاک می‌شود.

حجت‌الاسلام مجتهدزاده با افزودن این نکته می‌گوید: «وقتی آن نگاه منطقی و این نگاه مذهبی را برای افراد توضیح می‌دهیم، می‌پذیرند.».

منبع: فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ساعت 19:40  توسط اردشیرقویدست  | 

ماجرای هنرستان دخترانه‌ای که در بابلسر معروف شد!

در شورش «ززآ» هنرستان «بنت‌الهدی» بیش از مدارس دیگر درگیر اغتشاشات دانش‌آموزی شد. طوری که ماجرا به اداره‌های شهرستانی کشید و مسئولان شهری و امام جمعهٔ شهرستان به فکر حل مسأله افتادند. کمی بعد «خانم موسوی» می‌شود معاون پرورشی بنت‌الهدی.

گروه زندگی: کم سراغ نداریم معلم‌هایی را که فراتر از داستان درس و مدرسه، قلب بچه‌ها را لمس می‌کنند و آنها را به مسیری می‌برند که به سرمنزل مقصود برسند. شاید از همین باب است که معلمی را شغل پیامبران می‌نامند. آموزشی که با اصلاح مسیر زندگی انسان، به هدایت او ختم شود همان روش پیامبران است.می‌خواهیم از «مریم سادات موسوی» معلم 37سالهٔ خوش‌فکر و مهربان بابلسری برایتان بگوییم که با همین راه و رسم، دانش‌آموزانش را به آغوش امام حسین علیه‌السلام رساند.

۷ روز شادی در پاسخ به پویش «نه به شادی»

خانم موسوی پارسال در هنرستان «حضرت فاطمه زهرا (س)» معاون آموزشی بوده است؛ زمانی که غائلهٔ «زن، زندگی، آزادی» (ززآ) هنوز برپا بود. آن روزها بین دانش‌آموزان پویش «نه به شادی» راه افتاده بود. با این هدف که هیچ‌کس در شادی‌های اهل‌بیت (ع) شرکت نکند. اما خانم موسوی تصمیم می‌گیرد با دانش‌آموزانش ثابت کنند که نه‌تنها «نه به شادی» نیستند. بلکه یک هفتهٔ تمام برای شادی اهل‌بیت جشن می‌گیرند.این شد که یک هفتهٔ تمام به مناسبت میلاد مولا علی علیه‌السلام در مدرسه موکب برپا می‌کنند: «صفر تا صد کار با بچه‌ها بود. هر روز بچه‌های یک کلاس بانی می‌شدند، به کل مدرسه صبحانه می‌دادند و مراسم برگزار می‌کردند. هم به بچه‌ها خیلی خوش گذشت، هم شادی حلال را تجربه کردند.».این اتفاق مبارک، آغازی می‌شود برای موکب‌داری دانش‌آموزان در بسیاری از مدرسه‌های دیگر.

معلمی که خدا برای بنت‌الهدی فرستاد

همین ایدهٔ جذاب باعث می‌شود ادارهٔ آموزش و پرورش منطقه از او بخواهد جدی‌تر وارد حیطهٔ پرورشی شود. آن هم کجا؟ در هنرستان «بنت‌الهدی» که رزومهٔ خاصی از قدیم‌الایام داشت! معروف بود که دانش‌آموزان این هنرستان شر و شور و جسور هستند و در هیچ کاری همراهی نمی‌کنند. به خاطر همین ویژگی‌ها این مدرسه و دانش‌آموزانش در کل شهرستان زبانزد بودند.بعد از شورش «ززآ» مسائلی که از پیش در این مدرسه وجود داشت، پررنگ‌تر شد. مدرسهٔ بنت‌الهدی بیش از مدارس دیگر درگیر اغتشاشات دانش‌آموزی شد. طوری که ماجرا به اداره‌های شهرستانی کشید و مسئولان شهری و امام جمعهٔ شهرستان به فکر حل مسأله افتادند. کمی بعد خانم موسوی می‌شود معاون پرورشی بنت‌الهدی.بچه‌های هنرستان «بنت‌الهدی» دوست ندارند از گذشتهٔ هنرستان‌شان حرف بزنند. آنها از مسئولان خواسته‌اند اسم مدرسه‌شان را عوض کنند تا شاید آن خاطرات و پیشینه از ذهن همشهریان پاک شود.

از اغتشاشات دانش‌آموزی تا کار جهادی

حالا همین بچه‌ها که همراه نبودند، هر کدام مشغول انجام «پروژه»ای در مدرسه‌شان هستند. البته مربی‌شان می‌گوید «کار جهادی». بچه‌های کلاس ۱۱ معماری مشغول ساخت یک چای‌خانه در مدرسه‌اند. بچه‌های خیاطی پروژهٔ رنگ‌آمیزی جدول مدرسه، گل‌آرایی و فضای سبز را برعهده گرفته‌اند. گروهی هم دارند لباسی برای پاکبان‌های شهر طراحی می‌کنند. بچه‌های فتوگرافیک قرار است با شهرداری قرارداد ببندند که روی دیوارهای شهری طراحی و رنگ‌آمیزی کنند. و...این‌ها تنها بخشی از اتفاقات خوبی است که در نیم‌سال اول برای بچه‌های بنت‌الهدی رقم خورده است.

شب سرنوشت‌ساز هنرستان دخترانه

ویژگی متمایز خانم موسوی این است که به علایق بچه‌ها احترام می‌گذارد و با آنها رفیق و همراه می‌شود. از این مسیر وارد دنیای آنها می‌شود و به آنها فرصت می‌دهد که با او صحبت کنند. در همین فرآیند او متوجه شد بچه‌های رشتهٔ فتوگرافیک دوست دارند با همکلاسی‌هایشان یک شب در مدرسه بمانند. ولی هیچ‌کس این وقت را برایشان نمی‌گذاشت. «ما ۳۰۰ دانش‌آموز داریم با یک کادر محدود که فقط فرصت می‌کردند وظایف‌شان را انجام دهند و برای کارهای خارج از عرف مدرسه زمان و انرژی نداشتند. از این فرصت استفاده کردم تا آنها را به خواسته‌شان برسانم و با آنها رفیق‌تر شوم.».این شد که بچه‌ها یک شب با معاون پرورشی در مدرسه ماندند، آتش درست کردند و رویش غذا پختند. کنار هم خیلی به بچه‌ها خوش گذشت. همان‌جا خانم موسوی به بچه‌ها پیشنهاد داد برای اینکه جمع‌شان بزرگتر شود و کار مثبتی انجام داده باشند، یک پروژه را آغاز کنند. بچه‌ها سفال می‌خرند، با دست خود نقاشی‌اش می‌کنند و به مناسبت روز مادر در بیمارستان و خانهٔ سالمندان به خانم‌ها هدیه می‌دهند.

وقتی از بچه‌های بنت‌الهدی تقدیر شد

یکی دیگر از کارهای جهادی بچه‌های بنت‌الهدی، طراحی و نقاشی اتاق مشاورشان بود. خانم موسوی به بچه‌های رشتهٔ معماری این فرصت را داد که کاری خلق کنند. رنگ و وسایل لازم را با اتاقش به بچه‌ها سپرد و با خلاقیت و کار گروهی دانش‌آموزان، یک اتاق زیبا تحویل گرفت.خانم موسوی از رئیس آموزش و پرورش، امام جمعه و مسئولان شهرداری دعوت کرد که «کار بد بچه‌های ما را دیدید. حالا بیایید کار خوب‌شان را هم ببینید.». همه آمدند، دیدند و تحسین کردند. او به بچه‌ها گفت «شما آن راه را رفتید و دیدید انتهایش برایتان عزت ندارد. حالا می‌بینید که وقتی کار خوب می‌کنید همه برایتان وقت می‌گذارند و احترام قائل می‌شوند.».حین کار کلی به بچه‌ها خوش گذشت. بابتش هم حسابی ازشان تقدیر و تشکر شد و واقعاً دیده شدند. حتی ادارهٔ منطقه ازشان خواست کار طراحی و رنگ‌آمیزی را برای آنها هم انجام بدهند.بچه‌ها دوست داشتند با هم بروند اردو. معاون پرورشی به پاس کار خوب بچه‌ها خواسته‌شان را اجرا می‌کند. همهٔ این‌ها انگیزه‌ای می‌شود که بچه‌های بنت‌الهدی کارهای خوب بیشتری رقم بزنند.

01:49

۳۱٫۲ مگابایت

موکب‌داری دختران بنت‌الهدی

موکب دانش‌آموزی بنت‌الهدی افتتاحیهٔ سفر کربلای بچه‌های این هنرستان بود. خانم موسوی تعریف می‌کند «به دیدار خانوادهٔ شهید «علیرضا نوبخت» شهید شاخص مدرسه‌مان رفتیم. بعد از این دیدار ۲۰ دقیقه‌ای زمان داشتیم تا پدران بچه‌ها بیایند دنبال‌شان. در همین فاصله از موکب‌داری دانش‌آموزان سال پیشم برایشان گفتم. موکب‌داری در مدرسه برای بچه‌ها خیلی جالب بود. دوست داشتند تجربه‌اش کنند. اولین مناسبت پیش رو، شهادت حضرت زهرا (س) بود؛ دو روز دیگر! با همت بچه‌ها یک‌روزه برنامه ریختیم و موکب را راه انداختیم. اولین باری بود که یک موکب دانش‌آموزی دخترانه (برای پذیرایی از مردم) در بابلسر راه می‌افتاد. آن روز بچه‌ها ۱۰۰۰ لیوان دمنوش و حلوا دادند.».مردم بسیار غافلگیر و خوشحال شده بودند که از بچه‌های بنت‌الهدی کار مثبتی می‌دیدند. به همین خاطر به موکب کمک مالی می‌کردند. بچه‌ها با ذوق و شوق به سمت خانم موسوی می‌دویدند و خبر این کمک‌ها را می‌دادند. فیلم‌شان هم در فضای مجازی بازدید زیادی گرفت.از نگاه خانم موسوی مجموعهٔ این بازخوردها باعث افزایش انگیزهٔ بچه‌ها می‌شد «آنجا بچه‌ها فهمیدند اگر کار خوبی بکنند خدا به تمام معنا کفایت‌شان می‌کند و به آنها عزت می‌دهد. بعد از آن بچه‌ها روند جدیدی را در حیطهٔ تحصیلی تجربه کردند.».

دختران بنت‌الهدی در آغوش سیدالشهدا (ع)

جایزهٔ اصلی بچه‌های بنت‌الهدی می‌شود سفر کربلا. اولین اردوی دانش‌آموزی کشور به کربلا با همین دانش‌آموزانی رقم می‌خورد که پیشینهٔ خوبی نداشتند. خانم موسوی می‌گوید «پای بچه‌ها که به حرم امام حسین علیه‌السلام برسد، ایشان کار فرهنگی خود را روی بچه‌ها انجام می‌دهند.». این سفر کربلا صرفاً یک سفر زیارتی نبوده و اثرات مثبت زیادی برای بچه‌ها داشته است. بچه‌ها از هر لحظهٔ این سفر استفاده کردند، یاد گرفتند و به‌شان خوش گذشت. الان همهٔ بچه‌های مدرسه می‌پرسند «باید چه کار کنیم که ما را هم ببرید کربلا؟». همه دنبال این هستند که پروژه‌ای در مدرسه انجام دهند تا به اردوی کربلا بروند.خانم موسوی، این معاون پرورشی خوش‌فکر می‌گوید «هدف‌مان از ابتدا این بود که یک جریان‌سازی اتفاق بیفتد که بچه‌های شهرهای دیگر هم از مسئولان مدرسه‌شان مطالبه کنند تا این اردو در طول سال تحصیلی برایشان برگزار شود.».

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۳ساعت 22:32  توسط اردشیرقویدست  |